
میار پس از مرگ پدرش به وطن بازمیگردد تا مراسم عزاداری را به پایان برساند و همانجا پی میبرد که پدرش سالها سرپرستی دختری یتیم به نام یارا را بر عهده داشته و امانتی از او نزد خانواده باقی مانده است. میار دلباختهی این دختر میشود و بههمینخاطر سفرش را لغو میکند، اما در ادامهی ماجرا کشف میکند که معشوقهاش زنی کلاهبردار است.
دیدگاهها